هفته‌نامه‌ی صدا|۱۶ دی ۱۴۰۴

اصلاح‌طلبان بلاگردان و پدیده‌ی زارچی

تأملی در جامعه‌شناسی سیاسی اصلاحات

اصلاح‌طلبان بلاگردان و پدیده‌ی زارچی
این یادداشت در ۱۶ دی ماه ۱۴۰۴ نوشته شده، اما تاریخ انتشار آن در هفته‌نامه‌ی صدا، ۲۵ دی‌ماه ۱۴۰۴ است.

جامعه‌شناسی سیاسی ایران در دهه‌های اخیر، راوی یک الگوی تکرارشونده و البته پرهزینه در تعامل میان حاکمیت و نخبگان اصلاح‌طلب بوده است. الگویی که می‌توان آن را «سیاست استفاده‌ی ابزاری در بحران» نامید. هرگاه گسل‌های سیاسی و اجتماعی فعال شده و کشور در آستانه‌ی بی‌ثباتی قرار می‌گیرد، حاکمیت که در شرایط عادی سیاست طرد و حذف را دنبال می‌کند، به ناگاه تغییر تاکتیک می‌دهد. در این بزنگاه‌ها، طیفی از اصلاح‌طلبان، نه بوروکرات‌های جویای نام، بلکه متفکران، دانشگاهیان و روزنامه‌نگاران دغدغه‌مند مستقل، با وجود زخم‌های عمیقی که از طردشدگی، زندان و حصر بر تن دارند، بار دیگر با استدلال حفظ ایران و ممانعت از فروپاشی به میدان می‌آیند.

این گروه، سال‌هاست که نقش «بلاگردان» را ایفا کرده‌اند. آن‌ها در لحظات خطر، سرمایه‌ی اجتماعی باقی‌مانده‌ی خود را به میدان می‌آورند تا شکاف میان ملت و دولت را ترمیم کنند و عملاً سپر بلای ساختاری می‌شوند که آن‌ها را به رسمیت نمی‌شناسد. ایشان این چرخه را بارها تجربه کرده‌اند و هر بار در بزنگاه تازه، برخوردهای حکومت را در ذهن‌شان مرور می‌کنند. با این‌که برایشان واضح است و قابل پیش‌بینی، هر بار با خود گفته‌اند: «اگر ایران آسیب ببیند چه؟». با این فکر دوباره در هیات بلاگردان حکومت ظاهر شده و خود را سپر انتقادات تند مردم و اپوزیسیون می‌کنند.

رسانه‌ی ملی که درهایش همواره بر روی این جریان بسته است، در این ایام به طور موقت گشوده می‌شود تا حاکمیت چهره‌ی امنیتی خود را پشت ادبیات مصلحانه‌ی این نخبگان پنهان کند. تجربه نشان داده است که این گشایش، تاکتیکی و گذراست. به محض بازگشت آرامش و عبور از پیچ بحران، حاکمیت به خوی اصلی خود، یعنی انحصار و انسداد، بازمی‌گردد و همان مصلحان را که در روزهای سخت پناه بودند، دوباره به حاشیه می‌راند.

اما اکنون به نظر می‌رسد عده‌ای از ایشان این چرخه را دور باطل دیده‌اند و در اعتراضات اخیر، رخت بلاگردانی را از تن در آورده، یا با سکوت‌شان حکومت را رها کرده‌اند تا عواقب اصلاح‌ناپذیری خود را ببینند یا چشم در چشم حکومت دوخته‌اند و به صراحت «نه» گفته‌اند. این پوست‌اندازی، نشانگر یک گسست معنایی و تغییر پارادایم در رفتار بخشی از نخبگان است؛ رخدادی که نویسنده، آن را «پدیده‌ی زارچی» می‌نامد.

علی شریفی زارچی -استاد دانشگاه شریف- و همفکران او، نماد گذار از «سیاست‌ بلاگردانی» هستند. پدیده‌ی زارچی محصول ادراک بن‌بست در راهبرد «اصلاحات بدون تغییر رفتار حاکمیت» است. این پدیده زمانی شکل می‌گیرد که یک شخصیت آکادمیک و کارمند رسمی دولت، محافظه‌کاری مرسوم را کنار می‌نهد، از چرخه‌ی معیوب «توجیه وضع موجود برای حفظ ایران» خارج می‌شود و در شبکه اجتماعی اکس، با صراحتی کم‌نظیر در برابر کژی‌ها موضع می‌گیرد. در این مدل جدید، نخبگان دیگر حاضر نیستند آبروی خود را هزینه‌ی تصمیماتی کنند که هیچ نقشی در اتخاذ آن‌ها نداشته‌اند. ریشه‌ی این تغییر رویکرد را باید در انسداد ساختاری و بی‌اعتنایی مفرط به هشدار عقلا جست‌وجو کرد. پدیده‌ی زارچی واکنشی است به تناقضات آشکار حکمرانی؛ حکمرانی‌ای که در عصر هوش مصنوعی، رئیس‌جمهورش با وعده‌ی رفع فیلترینگ رأی می‌گیرد اما در عمل ناتوان می‌ماند؛ سیستمی که در اوج بحران‌های معیشتی و در شرایطی که عقلای قوم نسبت به تبعات تورم و نارضایتی هشدار می‌دهند، اولویت ۱۵۰نماینده مجلس و رئیس عدلیه‌اش، بازگشت به مناقشه‌ی فرساینده‌ی حجاب و برهم زدن امنیت روانی جامعه است.

وقتی چهره‌هایی نظیر آقای بانکی‌پور در تریبون‌های رسمی، قوه‌ی مجریه را تهدید می‌کنند که در صورت عدم مداخله در پوشش زنان، آتش به اختیار عمل خواهند کرد؛ و زمانی که پس از ۱۵سال هنوز گره‌ی کور حصر گشوده نشده و صداوسیمایش که از بودجه‌ی عمومی ارتزاق می‌کند، همچنان در انحصار اندکی محدود با ذهنی بسته و گلویی فراخ است، دور از انتظار نیست که نخبگان به این مسیر آیند که ایفای نقش سنتی میانجی، دیگر کارکردی جز کش‌دادن بحران ندارد. آن‌ها به این نتیجه رسیده‌اند که: «مشکل در اراده‌ای است که نه تنها تغییرات بنیادین را برنمی‌تابد، بلکه پس از دهه‌ها از گذشت اصلاحات با خدعه در بازی سیاست، خواسته‌ی ملی را از سطح رفع نظارت استصوابی به رفع فیلترینگ تقلیل می‌دهد، اما گره‌ی همان موضوع پیش‌پا افتاده را نیز باز نمی‌کند.»

تاریخ قضاوت خواهد کرد که کدام راهبرد صحیح بوده است: اصرار حاکمیت بر روش‌های آزموده شده، تلاش نافرجام اصلاح‌طلبان بلاگردان، یا عصیان مدنی زارچی‌ها. اما آنچه در تحلیل نهایی آشکار است، این است که تداوم وضعیت فعلی و فقدان چشم‌انداز اصلاحات تضمین‌شده و ساختاری، تنها به تکثیر «پدیده‌ی زارچی» و ریزش آخرین لایه‌های دفاعی نخبگان حامی ثبات منجر خواهد شد. باید دید آیا در این روزهای سخت، سیستم تن به جراحی و اصلاحات اساسی و تضمین‌شده می‌دهد، یا همچنان بر همان مسیری می‌راند که دلسوزترین «اصلاح‌طلبان بلاگردان» را ناامید کرده و به «پدیده‌ی زارچی» تبدیل می‌کند.

اشتراک‌گذاری این مطلب