جنگل و مفهوم وطن
هیرکانی، موزههای زنده تاریخ طبیعی جهان، سرمای سوزان عصر یخبندان را تاب آورد اما در برابر شعلهی بیتدبیری و بیوطنی مسوولان زانو زد. آنچه در شمال ایران زبانه میکشد، تنها درختان را خاکستر نمیکند، بخشی از هویت سرزمینی ما را دود میکند. هیرکانی میسوزد و واکنش ِ پس از مرگ سهراب ِ دولت به این فاجعه، آن هم با فشار فعالان و رسانهها، این سوال را در ذهن مردم تکرار میکند: مفهوم وطن در نگاه حاکمان امروز ایران چگونه است!
این آتشسوزی و تعلل غیرقابل توجیه در فرونشاندن آن، واقعیتی هولناک در شیوه حکمرانی کشور تداعی میکند. واقعیتی که نشان میدهد اولویتبندی خطرات در ذهن مسوولین، فرسنگها با منافع ملی فاصله دارد. تأخیر در اعزام بالگرد و امکانات، آن هم برای خاموش کردن آتشی که سرمایه ملی را میبلعد، تنها یک بیکفایتی مدیریتی نیست؛ بلکه نشانهای از یک نگرش است. نگرشی که ایران را نه به عنوان یک میهن (سرزمین مادری)، بلکه به عنوان یک «منبع درآمد» میبیند. در این نگاه، هر چیزی که دلار نفتی تولید نکند، ارزش محافظت ندارد.
شاید بیرحمانه به نظر برسد، اما رفتار سیستم اجرایی کشور تداعیکننده ذهنیت یک نیروی غیرایرانی است. مهمانی ناخوانده که میداند زمانش محدود است، پس استراتژی بهرهبرداری حداکثری و رهاسازی پوستهی تهی را اجرا میکند. انگار که ایران را سرزمینی موقت میبینند که باید تا آخرین قطره شیرهاش را کشید و پوستهاش را رها کرد و رفت.
در این میان مفهوم جنگ و دشمن نیز گنگ و نامفهوم است. حکومت همواره بر طبل دشمن خارجی میکوبد. اگر یک پهپاد بیگانه وارد آسمان شود، بحران ملی اعلام میشود؛ اما وقتی دشمنِ داخلیِ ناکارآمدی، هزاران هکتار از جنگلهای چند میلیون ساله را نابود میکند، آب از آب تکان نمیخورد. مگر تعریف جنگ چیست؟ آیا نابودی زیرساختهای حیاتی و محیط زیست یک کشور، کمتر از حمله نظامی است؟ اگر چه نیروهای مردمی ِ دلبسته به این خاک، زیباترین فرزندان آفتاب و باد، که در خاموش کردن آتش با دست خالی، جان خود را فدا میکنند، در دستگاه بروکراسی کشور شهید محسوب نمیشوند، اما آتشی که هر ساله به جان ایران میافتد کمتر از آتش جنگ با دشمن خارجی نمیسوزاند.
به نظر میرسد حاکمان ما، پیوند عاطفی و تاریخی خود را با این جغرافیا از دست دادهاند. آنها طوری مدیریت میکنند که انگار قرار نیست فرزندانشان در این خاک زندگی کنند. زندگی هم نمیکنند..! هیرکانی میسوزد تا به ما یادآوری کند: برای کسانی که وطن را در بشکههای نفت خلاصه کردهاند، سوختن درختان بلوط و راش، نه یک فاجعه، که تنها یک آمار اداری است.